محمد على خان رشوند
مقدمه 1
مجمل رشوند ( فارسى )
[ سرآغاز ] اى نام تو بهترين سرآغاز چند سال پيش آقاى ايرج افشار يك جعبه كه پر از اوراق عكسى كتابى بود به بنده دادند و گفتند : « سفرنامهء خسرو خان است اگر وقت كردى چاپ كن » . بنده نگاهى به عكسها انداختم ديدم نسخهاى است بسيار خوشخط با خط شكسته نستعليق . به خانه آوردم و شروع به خواندن كردم . ديدم كه مطالب آن همانند سفرنامه نيست و خسرو خان هم آن را ننوشته است بلكه در فيشهاى كتابخانهء مجلس سنا مشخّصات ياد شده را براى اين نسخه چنين نوشتهاند . اين كتاب مجلّد دوّم مجمل رشوند است كه با خط خوش محمد على خان رشوند نوشته شده است . سراسر نسخه را رونويسى كردم و در گوشهء كتابخانهء خود گذاشتم و در فكر انتشار آن بودم . دو سه سالى از اين جريان گذشت . دوست گرامى آقاى عنايت اللّه مجيدى خبردار شدند كه مطالب اين نسخه بيشتر دربارهء رودبار قزوين و سوانح و اتفاقات آنجا و مناطق نزديك به آن است . پرسانپرسان به باغ تازهآباد مخلص در شمال آمدند و اين نسخه را از من خواستند تا به مطالعهء آن بپردازند . بنده قرار گذاشتم كه به تهران بيايم و رونويس و عكس را در اختيار ايشان قرار دهم . روز موعود ايشان آمدند و قرار بر اين شد كه شرحى دربارهء هريك از اعلام جغرافيايى بنويسند و پس از محشّى كردن آن به نام هر دو تن به يكى از مؤسسات انتشاراتى تحويل گردد . در اين حيص و بيص خبردار شديم كه مجلّد اوّل مجمل در دست محمد رحيم خان رشوند است . صبح زمستانى بود ، سراسر دشت غربى تهران را برف فرا گرفته بود و روزها به قدرى سرد بود كه يخ شب آب نمىشد ، به اتّفاق آقاى ايرج افشار به